۱۳۹۲ مرداد ۹, چهارشنبه

در پی درخواست رهبری از مردم برای عذر خواهی از او به خاطر تقلب در انتخابات 88 در خواست ایشان را لبیک میگویم !!

فرزانه جان من از شما عذر میخواهم که عده ای  ازمردم که جاسوس آمریکا و اسرائیل بودند که از اتفاق صاحب خانه هم بودند در خانه خود دست به اعتراض زدند و شما آنها را به رگبار بستید  ، من از شما عذر میخواهم که نتوانستیم کشته های بیشتری را تقدیمتان کنیم تا حس خونخواریتان سیرابتر شود ، من عذر میخواهم که ما به جای یک ندا چند ندا نداشتیم تا آنطور برایتان پرپرشان کنیم و بعد شما بتوانید به جای یک فیلم چند فیلم کذایی برای سرگرم کردن ساندیسخورانتان  و البته مشغول به کار شدن کارگردانانی چون ده نمکی و آن یکی شتر گاو پلنگ فیلمنامه دزد که سینمای ایران را فاحشه خانه نامیده بود بسازید ، من از شما عذر میخواهم که به جای یک موسوی و کروبی چند تای دیگر نداشتیم تا برای سرگرم کردن نوکرانتان آنها را حبس خانگی کنید من از شما جدا عذر میخواهم که به جای آن 40 نویسنده ای که فرستادینشان ته دره 400 تن نویسنده ند اشتیم تا به جای یک اتوبوس یک هواپیما یا 40 تا اتوبوس را ته دره میفرستادید و موجبات خوشحالیتان  فراهم میشد، من از شما عذر میخواهم که به جای یک مرقد امام رضا چند تا امام رضا نداشتیم تا شما در آنها بمب گذاری کنید و جشن چهارشنبه سوری اسلامیتان را پر جوشتر برگزار نمایید و بعد از اینکار بتوانید تعداد بیشتری از ایرانیان را به نام منافق و مجاهد اعدام کنید واقعا ملت ایران باید و باید به خاطر اینهمه کمبود از شما عذر بخواهد چرا که نه مردم که ولی نعمت شما نیستند شما ولی نعمت مردم و صاحب اصلی خانه بزرگی به نام ایران هستید شما به تمام محبتهایی که در حق مردم کرده اید استحقاق پدری ملت ایران را دارید میدانم که این خوابها را همیشه میبینید البته باورتان هم شده چون بسیاری افراد متملق دوروبرتان هستند که آنقدر چاپلوسی و خودشیرینی میکنند که چشمان شما برای دیدن حقیقت بسیار کم سو شده است من از شما عذر میخواهم که مردم موجبات عبور چندین ماشین نیروی انتظامی از روی مردم را برای این نیروی خدمتگذار فراهم نکردند واقعا ما شرمنده ایم که به صورت خودجوش و داوطلبانه به پل حافظ مراجعه نکردیم تا توسط این نیروی پاک و بسیار بسیار خدمتگذار و از جان گذشته به پائین پرتاب شویم واقعا از اینهمه کاستی خجالت میکشیم چرا که نه ما باید از شما عذر بخواهیم که در خانه خود که مالک اصلیش هستیم تصمیم گرفتیم مسئولینی که خود بر سر کار گذاشته بودیم تا خدمتگذار مردم باشند را به دلیل کوتاهی در انجام وظایفشان و بر باد دادن بسیاری از سرمایه های ملی و خسارات بیشمار دیگر عوض کنیم واقعا ملت چه حقی داشته که چنین کاری را بکند صاحب خانه شما هستید ملت هم باید جانفدای شما باشد چرا که شما نماینده خدا هستید من نمی پرسم عاقلی میپرسید که خدایی که شما را به نمایندگی خودش انتخاب میکند چرا شما را به ایران میفرستد چرا شما را در کشور خدا رهبر نمیکند اینجا ایران است و صاحب ایران ملت ایران هستند نه خدایی که شما از آن یاد میکنید اگر هم  خدایی هست آن خدا ایران را چندین هزار سال است به ایرانیان داده است و حالا بعد از این چند هزار سال یادش آمده باید کسی را به نمایندگیش در زمین آنهم به ایران بفرستد راستی چرا شما را به عربستان نفرستاد که آنجا هم خانه خدا دارد و هم مهد اسلام است  واقعا چقدر احمق و نادانند آنها که این خزعبلات شما را باور میکنند اینها را من نگفتم که من چنین جسارتی نمیکنم اینها را همان آدم عاقل میگفت راستی یک چیز دیگر هم گفت و آن اینکه چرا خدا در زمین یک کشور به نام خودش ندارد و از کره زمین به این پهناوری سهمش شده یک اطاقک کوچک آیا خدایی که همه این مخلوقات را آفریده استقاق داشتن یک کشور را نداشت فقط چند متر واقا که وقتی میبینم بسیاری از انسانها سهمشان از زمین خیلی بیشتر از خداست دلم به حال خدای شما میسوزد هر چند که من معتقدم خدایی که شما او را نمیپرستید بی نیاز از همه این چیزهاست او حتی نیاز به داشتن نماینده در زمین ندارد او برای فهماندن مردم پیامش را به دست شما و همسال شما نمیفرستداو اگر وجود دارد و خالق همه چیز است حتما چنین قدرتی را دارد که  یک روز صبح وقتی مردمان کره زمین صبح  از خواب بیدار شدند همه خاشناس شده باشند وادار کردن انسانها به ایمان داشتن به چنین خدایی توسط خداوند اصلا نیازی به کشت و کشتار و تجاوز ندارد و اگر هم داشته باشد خود او همانگونه که میآفریند به سادگی هم میتواند آنها را که مستحق مرگند از بین ببرد پس میبینیم که هیچ نیازی به انسان ندارد تا انسان نماینده او در زمین باشد از بحث اصلی دارم خارج میشوم آری داشتم عذر خواهی میکردم  عظما جان ، فرزانه جان بنده به شدت هر چه تمامتر چنانکه اگر حواستان نباشد شدتش عمامه را از سرتان میپراند از شما بهخاطر تمام کمیها و کاستی ها عذر میخواهم کاش آنروز که خزانه ملت را به مبلغ 3 هزار میلیارد خالی کردند چند برابر این مبلغ در خزانه میبود تا اینگونه شرمنده شما و همدستان دزدتان نمیشدیم واقعا از این بابت خجالت میکشم اما از اینکه خانواده های بسیاری هستند که توانایی خرید دارو برای عزیزانشان را که به بیماریهایی چون سرطان مبتلا شده اند ککم هم نمیگزد یعنی این را از شما یاد گرفته ام  وقتی شما ککتان نمیگزد خوب من هم باید از شما اطاعت کنم نماینده خدایید خدای نکرده مگر میتوانم خلاف رفتار شما عمل کنم .بگذیریم حرف بسیار است و کمبودهای بسیاری که من به خاطر آنها هنوز عذر خواهی نکرده ام مثلا تعداد کم زندانیان سیاسی تعداد کم زندانهای ایران مثلا تعداد کم اعدامها در طول یکسال اینها همه کمبود است و من باید به خاطر اینها از شما عذر بخواهم . بازم بگم فرزانه جان؟ اک هیییییییییییییییی چه رویی داره این عظمای گور به گوری به سنگ پای قزوین گفته زکی.

۱۳۹۲ مرداد ۵, شنبه

علت مسمومیت همزمان بیش از 350 نفر!! از مردم رفسنجان با مشروب الکلی آغشته به الکل چوب بی ارتباط با مرگ یک بسیجی نبوده است.



قبل از هر چیز مطلب را با یک سوال آغاز میکنم آیا امکان مسموم شدن مردم با این تعداد بالا (350 نفر طبق گزارشات رسمی اما گزارشات غیر رسمی  تعداد مسمومین به بالای 500 نفر میرسید) وجود دارد؟ پاسخ بنده به این سوال منفیست در شرایط عادی هرگر امکان مسموم شدن مصرف کنندگان مشروبات الکلی با این تعداد بالا وجود ندارد در توضیح اینکه چرا امکان چنین اتفاقی وجود ندارد باید عرض کنم : اولا هر فروشنده مشروب یا مواد مخدر معمولا خود مصرف کننده مشروب است دوما به دلیل اینکه نمی خواهد مشتریهای همیشگی خود را از دست بدهد همیشه سعی میکند  جنس سالم و پاکی را به دست مشتریش بدهد این در تمام  مشاغل رعایت میشود مگر آنکه فروشنده شخصی باشد که برای یک بار این کار را میکند و یا ساکن آن شهر نباشد و بعد از فروش اجناسش شهر را ترک کند اما در مورد مشروب این طور نیست هر مشروب فروشی وقتی مشروبی را خریداری میکند تا بفروشد ابتدا خود او آن مشروب را تست میکند روشهای خاصی برای تست کردن مشروب بین فروشندگان آن رایج است که بنده زیاد به آن وارد نیستم اما بعد از آزمایشات مرسوم  خود فروشنده چند پیکی از مشروب را به تنهایی یا به اتفاق دوستانش مینوشد تا هم از کیفیت جنس مطمئن شود و هم  با دوستان صفایی کرده باشد فرض میکنیم قبل از امتحان یکی دو تن از دوستانش مشروب را از او میخرند اما به محض امتحان مشروب توسط فروشنده و اطمینان از اینکه آن مشروب خوردنی نیست مطمئن باشید به هر شکل ممکنی که بتواند اشخاصی را که آن مشروب را تهیه کرده اند با خبر نماید این کار را انجام میدهد فلذا همانگونه که میبینید حتی اگر فروشندگان مشروب که همان مشروب مسموم را میفروختند بیش از 5 نفر هم باشد امکان مسموم شدن این تعداد از مردم در حد صفر است از طرفی باید به این موضوع هم دقت شود که رفسنجان یک کلانشهر نیست شهر کوچکیست که اخبار با سرعت در آن پخش میشود یعنی اگر این اتفاق در تهران میافتاد دور از ذهن نبود اما در شهر کوچکی مانند رفسنجان هیچ فروشنده مشروبی جرات فروختن جنس مسموم را به مردم  نمیکند برای همین چون نمیخواهد گرفتار خشم مصرف کنندگان شود حتی از جان خود برای تست مشروب مایه میگذارد.
تعداد مسمومین به حدی زیاد بود که تعداد زیادی از آنها به استان یزد منتقل شدند از دوستان پزشکی که دارم پرسیدم علت مسمومیت چه بوده آنها  گفتند که مسمومیت به دلیل وجود الکل چوب در مشروبهای مصرف شده بوده به گفته پزشکان این نوع الکل اگر مصرف شود خیلی زود آثار مسمومیت را نشان میدهد فلذا باید گفت  وقتی فروشندگان این مشروب آنرا تست کرده اند باید خیلی زود از مسموم بودن مشروب با خبر میشدند و از فروش آن جلوگیری میکردند بنابراین همانگونه که میبینید امکان مسموم شدن همزمان این تعداد از مردم آنهم در شهر کوچکی مثل رفسنجان در شرایط عادی به هیچ وجه ممکن نیست و اما منظور بنده از شرایط عادی و غیر عادی چیست؟
فقط به یک شکل امکان مسموم شدن این تعداد از مردم با مشروب الکلی آنهم همزمان و در شهر کوچکی مثل رفسنجان وجود دارد مردم به صورت عمدی و آگاهانه مسموم شده اند آنهم توسط چند بسیجی عقده ای  و احمق که میخواستند انتقام یکی از بسیجیان کشته شده را بگیرند آنهم از همه مردم!!!
در شهری مانند رفسنجان که شهر کوچکیست کسانیکه فروشنده مشروب هستند شناخته شده اند یعنی حتی مامورین نیروی انتظامی هم آنها را میشناسند و گاه گاهی هم  با  حکم قاضی یا بدون حکم قاضی به خانه این افراد یورش میبرند اگر شانس داشته باشند چیزی گیرشان میآید و اگر نه، دست از پا درازتر برمیگردند و این سریال همیشه تکرار میشود اما مشروب فروش همان است و نیروی انتظامی هم همان البته هر از چند گاهی افراد جدیدی به فروشندگان مشروب اضافه میشوند بعضی هایشان میدانند چه کنند و ماندگار میشوند اما بیشتر آنها به دلیل نداشتن تجربه لازم خیلی زود گرفتار قانون میشوند.
 و اما در روزی که این اتفاق در رفسنجان افتاد تعدادی از بسیجیها که رژیم از آنها به عنوان نیروهای خود سر یاد میکند (که البته این نیروهای خودسر بعد از انجام هر کثافتکاری توسط دولت  حمایت میشوند و هرگز به مجازات نمی رسند ) به منزل مسکونی چند فروشنده مشروب حمله میکنند و تمام افراد خانواده را گروگان میگیرند اینها به همراه خود مقداری  الکل چوب  برده بودند این  افراد بعد از تهدید فروشنده و البته اطمینان دادن به او که ما نمیخواهیم تو را دستگیر کنیم فقط میخواهیم کاری برای ما انجام  دهی  از آنها میخواهند که مشروبهایشان را در اختیار افراد بسیجی بگذارند (البته گفته شده که خودشان مشروب مسموم شده به الکل چوب را با خود برده بودند) بسیجیهای با ریختن الکل چوب داخل مشروبها عملا تمام مشروبها را مسموم به الکل چوب میکنند کار آنها هنوز تمام نشده آنها زن و فرزند فروشنده را گروگان گرفته  و حتی تهدید به تجاوز نیز میکنند که اگر کاری که ما میگوییم نکنی  به زن و دخترا نتان تجاوز هم میکنیم و اگر با ما کنار بیایی نه تنها دستگیرت نمیکنیم که با زن و فرزندانت هم کاری نداریم بسیجیها از هر فروشنده خواستند که هر کس به درب منزل برای خرید مشروب آمد بدون اینکه  سعی کند کار اضافه ای انجام دهد مانند روزهای دیگر  خیلی طبیعی مشروب را به مشتری تحویل دهد و پولش را بگیرد ، بله این همان شرایط غیر عادیست  یعنی فروشنده مجبور شده تا مشروب مسموم را به مشتریش بفروشد مشتری هم که به فروشنده اعتماد داشته و هرگز باورش نمیشده که به او مشروب مسموم را  بدهد با خیال راحت مشروبها را برده تا با دوستانش یا در جشن تولد عزیزی یا در جشن ازدواج عزیز دیگری مصرف نمایند و شبی را به خوشی و سرمستی سپری کنند این اتفاقیست که در رفسنجان افتاد و حالا همان فروشندگان مشروب را دستگیر کرده اند و به آنها گفته اند اگر میخواهید در مجازاتتان تخفیف بدهیم نامی از بسیجیها نبرید آنها نیز این وعده هارا باور کرده اند آنها نمیدانند که برای کشته شدن این تعداد از مرد م  در ایران حق یا ناحق چند نفری باید اعدام شوند  برای دستگاه فاسد قضایی رژیم ولایت وقیح چه کسی بهتر از یک مشروب فروش برای اعدام  وجود دارد  این اخبار در شهر رفسنجان در جمعهای خصوصی زبان به زبان میچرخد اما کسی جرات نمیکند حقیقت را فریاد بزند کما اینکه من هم جرات نمیکنم اما میتوانم اینجا بنویسم تا مردم بدانند یک مشروب فروش هرگز آنقدر پست و فرومایه نمیشود که  مشروب مسموم را به مردم بفروشد  معمولا فروشنگان مشروب آدمهای به قول معروف لارجی هستند اکثرشان با معرفتند و شاید نگاه کلی اجتماع که آنها را بد میبیند باعث شده آنها برای اثبات خوب بودن خود رفتاری به مراتب بهتر از دیگران با اطرافیان داشته باشند تا به همه ثابت کنند که آنها بد نیستند فلذا این افراد هرگز و هرگز دست به چنین کار کثیفی نمیزنند مگر آنکه شرایط غیر عادی باشد.

دلیل مسمویت تعداد زیادی از مردم رفسنجان با مشروبات الکلی در هاله ای از ابهام ( این اتفاق بی ارتباط با مرگ یک بسیجی نیست)



قبل از هر چیز مطلب را با یک سوال آغاز میکنم آیا امکان مسموم شدن مردم با این تعداد بالا (350 نفر طبق گزارشات رسمی اما گزارشات غیر رسمی  تعداد مسمومین به بالای 500 نفر میرسید) وجود دارد؟ پاسخ بنده به این سوال منفیست در شرایط عادی هرگر امکان مسموم شدن مصرف کنندگان مشروبات الکلی با این تعداد بالا وجود ندارد در توضیح اینکه چرا امکان چنین اتفاقی وجود ندارد باید عرض کنم : اولا هر فروشنده مشروب یا مواد مخدر معمولا خود مصرف کننده مشروب است دوما به دلیل اینکه نمی خواهد مشتریهای همیشگی خود را از دست بدهد همیشه سعی میکند  جنس سالم و پاکی را به دست مشتریش بدهد این در تمام  مشاغل رعایت میشود مگر آنکه فروشنده شخصی باشد که برای یک بار این کار را میکند و یا ساکن آن شهر نباشد و بعد از فروش اجناسش شهر را ترک کند اما در مورد مشروب این طور نیست هر مشروب فروشی وقتی مشروبی را خریداری میکند تا بفروشد ابتدا خود او آن مشروب را تست میکند روشهای خاصی برای تست کردن مشروب بین فروشندگان آن رایج است که بنده زیاد به آن وارد نیستم اما بعد از آزمایشات مرسوم  خود فروشنده چند پیکی از مشروب را به تنهایی یا به اتفاق دوستانش مینوشد تا هم از کیفیت جنس مطمئن شود و هم  با دوستان صفایی کرده باشد فرض میکنیم قبل از امتحان یکی دو تن از دوستانش مشروب را از او میخرند اما به محض امتحان مشروب توسط فروشنده و اطمینان از اینکه آن مشروب خوردنی نیست مطمئن باشید به هر شکل ممکنی که بتواند اشخاصی را که آن مشروب را تهیه کرده اند با خبر نماید این کار را انجام میدهد فلذا همانگونه که میبینید حتی اگر فروشندگان مشروب که همان مشروب مسموم را میفروختند بیش از 5 نفر هم باشد امکان مسموم شدن این تعداد از مردم در حد صفر است از طرفی باید به این موضوع هم دقت شود که رفسنجان یک کلانشهر نیست شهر کوچکیست که اخبار با سرعت در آن پخش میشود یعنی اگر این اتفاق در تهران میافتاد دور از ذهن نبود اما در شهر کوچکی مانند رفسنجان هیچ فروشنده مشروبی جرات فروختن جنس مسموم را به مردم  نمیکند برای همین چون نمیخواهد گرفتار خشم مصرف کنندگان شود حتی از جان خود برای تست مشروب مایه میگذارد.
تعداد مسمومین به حدی زیاد بود که تعداد زیادی از آنها به استان یزد منتقل شدند از دوستان پزشکی که دارم پرسیدم علت مسمومیت چه بوده آنها  گفتند که مسمومیت به دلیل وجود الکل چوب در مشروبهای مصرف شده بوده به گفته پزشکان این نوع الکل اگر مصرف شود خیلی زود آثار مسمومیت را نشان میدهد فلذا باید گفت  وقتی فروشندگان این مشروب آنرا تست کرده اند باید خیلی زود از مسموم بودن مشروب با خبر میشدند و از فروش آن جلوگیری میکردند بنابراین همانگونه که میبینید امکان مسموم شدن همزمان این تعداد از مردم آنهم در شهر کوچکی مثل رفسنجان در شرایط عادی به هیچ وجه ممکن نیست و اما منظور بنده از شرایط عادی و غیر عادی چیست؟
فقط به یک شکل امکان مسموم شدن این تعداد از مردم با مشروب الکلی آنهم همزمان و در شهر کوچکی مثل رفسنجان وجود دارد مردم به صورت عمدی و آگاهانه مسموم شده اند آنهم توسط چند بسیجی عقده ای  و احمق که میخواستند انتقام یکی از بسیجیان کشته شده را بگیرند آنهم از همه مردم!!!
در شهری مانند رفسنجان که شهر کوچکیست کسانیکه فروشنده مشروب هستند شناخته شده اند یعنی حتی مامورین نیروی انتظامی هم آنها را میشناسند و گاه گاهی هم  با  حکم قاضی یا بدون حکم قاضی به خانه این افراد یورش میبرند اگر شانس داشته باشند چیزی گیرشان میآید و اگر نه، دست از پا درازتر برمیگردند و این سریال همیشه تکرار میشود اما مشروب فروش همان است و نیروی انتظامی هم همان البته هر از چند گاهی افراد جدیدی به فروشندگان مشروب اضافه میشوند بعضی هایشان میدانند چه کنند و ماندگار میشوند اما بیشتر آنها به دلیل نداشتن تجربه لازم خیلی زود گرفتار قانون میشوند.
 و اما در روزی که این اتفاق در رفسنجان افتاد تعدادی از بسیجیها که رژیم از آنها به عنوان نیروهای خود سر یاد میکند (که البته این نیروهای خودسر بعد از انجام هر کثافتکاری توسط دولت  حمایت میشوند و هرگز به مجازات نمی رسند ) به منزل مسکونی چند فروشنده مشروب حمله میکنند و تمام افراد خانواده را گروگان میگیرند اینها به همراه خود مقداری  الکل چوب  برده بودند این  افراد بعد از تهدید فروشنده و البته اطمینان دادن به او که ما نمیخواهیم تو را دستگیر کنیم فقط میخواهیم کاری برای ما انجام  دهی  از آنها میخواهند که مشروبهایشان را در اختیار افراد بسیجی بگذارند (البته گفته شده که خودشان مشروب مسموم شده به الکل چوب را با خود برده بودند) بسیجیهای با ریختن الکل چوب داخل مشروبها عملا تمام مشروبها را مسموم به الکل چوب میکنند کار آنها هنوز تمام نشده آنها زن و فرزند فروشنده را گروگان گرفته  و حتی تهدید به تجاوز نیز میکنند که اگر کاری که ما میگوییم نکنی  به زن و دخترا نتان تجاوز هم میکنیم و اگر با ما کنار بیایی نه تنها دستگیرت نمیکنیم که با زن و فرزندانت هم کاری نداریم بسیجیها از هر فروشنده خواستند که هر کس به درب منزل برای خرید مشروب آمد بدون اینکه  سعی کند کار اضافه ای انجام دهد مانند روزهای دیگر  خیلی طبیعی مشروب را به مشتری تحویل دهد و پولش را بگیرد ، بله این همان شرایط غیر عادیست  یعنی فروشنده مجبور شده تا مشروب مسموم را به مشتریش بفروشد مشتری هم که به فروشنده اعتماد داشته و هرگز باورش نمیشده که به او مشروب مسموم را  بدهد با خیال راحت مشروبها را برده تا با دوستانش یا در جشن تولد عزیزی یا در جشن ازدواج عزیز دیگری مصرف نمایند و شبی را به خوشی و سرمستی سپری کنند این اتفاقیست که در رفسنجان افتاد و حالا همان فروشندگان مشروب را دستگیر کرده اند و به آنها گفته اند اگر میخواهید در مجازاتتان تخفیف بدهیم نامی از بسیجیها نبرید آنها نیز این وعده هارا باور کرده اند آنها نمیدانند که برای کشته شدن این تعداد از مرد م  در ایران حق یا ناحق چند نفری باید اعدام شوند  برای دستگاه فاسد قضایی رژیم ولایت وقیح چه کسی بهتر از یک مشروب فروش برای اعدام  وجود دارد  این اخبار در شهر رفسنجان در جمعهای خصوصی زبان به زبان میچرخد اما کسی جرات نمیکند حقیقت را فریاد بزند کما اینکه من هم جرات نمیکنم اما میتوانم اینجا بنویسم تا مردم بدانند یک مشروب فروش هرگز آنقدر پست و فرومایه نمیشود که  مشروب مسموم را به مردم بفروشد  معمولا فروشنگان مشروب آدمهای به قول معروف لارجی هستند اکثرشان با معرفتند و شاید نگاه کلی اجتماع که آنها را بد میبیند باعث شده آنها برای اثبات خوب بودن خود رفتاری به مراتب بهتر از دیگران با اطرافیان داشته باشند تا به همه ثابت کنند که آنها بد نیستند فلذا این افراد هرگز و هرگز دست به چنین کار کثیفی نمیزنند مگر آنکه شرایط غیر عادی باشد.